تبليغاتX
اشک

اشک

منتظرتم

                            

سلام گل پسر قند عسل خوبی؟حال و احوالت چطوره؟

انقدر بی معرفتی که سالی یک بار هم حال من رو نمی پرسی.

چشمم به ایمیلم خشک شد از بس منتظر عکست شدم و نفرستادی

باور کن اگه یه اس ام اس بهم بزنی از غرورت پیشم هیچی کم نمی شه

من گوشیم خیلی وقته خراب شده و شماره ات رو ندارم

آخه از دست تو من چه کار کنم؟اصلا معلوم هست کجایی؟

فکر کردی منم مثل خودت بی رحمم؟یه خبر از من نمیگیری

می گم عکس بده نمی دی.کجایی پس؟

منتظرت می مونم اگه خواستی اس ام اس بزن

+ نوشته شده در  ساعت 15  توسط دل  | 

تو...

 قفسم را مشکن

تو مکن آزادم

گر رهایم سازی ، به خدا خواهم مرد

من به زنجیر تو عادت کردم

بارها در پی این فکر که در قلب توام

با تو احساس سعادت کردم

تو محبت کن و بگذار تا عمری هست

من بمانم چو اسیری درون قفست


شاید...

دست هایم به آرزوهایم نمی رسند

آرزوهایم بسیار دورند

ولی درخت سبزم می گوید

امیدی هست ،خدایی هست

این بار برای رسیدن به آرزوهایم

یک صندلی زیر پایم می گذارم

شاید این بار

دستم به آرزو هایم برسد

+ نوشته شده در  ساعت 15  توسط دل  | 

آیا میتونی !

اگر روزی با خبر شویم، که تنها دقایقی به پایان زندگیمان مانده و برای بیان احساسات قلبی خود، لحظاتی چند، فرصت نداریم

 تمام باجه های تلفن مملو از انسان هایی خواهد بود که با لکنت زبان به انسان دیگری میگویند که...

   دوستش دارند.

دل تنگتم...

               تو چشم تو يه حادثه اس كه از ستاره سرتره              

نجابتي تو چشماته كه آبرومو مي خره

خاطره هام مال خودم،تموم شعرام مال تو

اگه بری تو قصه ها،بازم ميام سراغ تو

واسه چشمات پر شعرم، تو دليل قصه هامی

هر نفس، هم نفس تو مث غم توي صدامي

نازكم از تو نوشتم، گل من ترانه اي تو

مثل تنهايي عاشق، پُرعاشقانه اي تو

منو ببر به شهر عشق، گلايه هاتو خط بزن

تو آرزوي آخري،اگه پر از مصيبتي

غماتو هديه كن به من، تو آبرومو ميخري

يه نيمه جون زخميم، بيا بيا نفس بده

 نفس تويي ...هوا تويي

داغ  چشاتو وا كن و ستاره هامو پس بده

كه مالک صدام تويي....

+ نوشته شده در  ساعت 11  توسط دل  | 

؟

 

دیگه دوسم نداری!

 

+ نوشته شده در  ساعت 2  توسط دل  | 

انتظار

 

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...

ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...

کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...

کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم

و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است

میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...

کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...

میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود

 میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...

انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ...

شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهيه . اما معنيش رو شايد سالها طول بکشه تا بفهمي !

تو اين کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شير مي خواد!

تنهايي ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا اميدي ، شکنجه رو حي ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛

هق هق شبونه ؛ افسردگي ، پشيموني، بي خبري و دلواپسي و .... !

 براي هر کدوم از اين کلمات چند حرفي که خيلي راحت به زبون مياد

و خيلي راحت روي کاغذ نوشته ميشه بايد زجر و سختي هايي رو تحمل کرد

 تا معاني شون رو فهميد و درست درک شون کرد !!!

متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها متنفرم

 از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم

+ نوشته شده در  ساعت 20  توسط دل  | 

هیچکی...

 

           کسی به جز تو یار من نیست   گذشتن از تو کار من نیست      

    به جز خیال تو هنوزم    ببین کسی کنار من نیست

      دوباره تبت داره نفسم میگیره   دوباره هوا داره پی عطر تو میره

           این خونه بی تو طاقت زندگی نداره  حتی نفسهام تورو به یاد من میاره

        کسی به جز تو یار من نیست   گذشتن از تو کار من نیست   

 

+ نوشته شده در  ساعت 16  توسط دل  | 

 

عزیزم منظورم دنیای خارج از نت بود .

اطرافیانم دوستام خونوادم  کسایی که با من رفت و آمد دارن .

من از تو هیچوقت دلخور نشدم آخه تو که کاری نکردی

چندتا سوال هست که میخوام ازت بپرسم و دوست دارم صادقانه جواب بدی:

۱.چرا هنوز واست مهمم؟

۲.چرا هنوز به حرفای دلم گوش میدی؟

۳.چرا دیگه آپ نمیکنی؟

۴.چرا دیگه حرفای دلت به من نمیگی ؟

۵.چه حال و روزگاری داری؟

۶...؟

+ نوشته شده در  ساعت 11  توسط دل  | 

تولدت مبارک

واسه من تا حالا نه کسی تولد گرفته نه یه تبریک خالی گفته واسه همین نمیدونم چی بگم یا چه جوری بهت تبریک بگم ...

فقط ... شرمندتم

+ نوشته شده در  ساعت 20  توسط دل  | 

من پذیرفتم

من پذیرفتم شکست خویش را

پندهای عقل دور اندیش را

من پذیرفتم که عشق افسانه است

 این دل درد آشنا دیوانه است

می روم شاید فراموشت کنم

با فراموشی هم آغوشت کنم

 می روم از رفتنم دل شاد باش

از عذاب دیدنم آزاد باش

گرچه تو تنها تر از من می روی

 آرزو دارم تو هم عاشق شوی

آرزو دارم بفهمی درد را

تلخی این برخوردهای سرد را

 

اگه تقصیر منه پس باید برم رهات کنم

حتی اگه رها نشد قلب تا سینه بشکنم

خودم راضی میکنم این دل از تو بکنم

اگه بشه ثانیه ها دیگه  بهت سر نزم

قسمت ما جدایی شد خودت این خوب میدونی

دیگه نمیخوام واسه من شعرای غمگین بخونی

نمیشه خاطراتت از دفترم پاک بکنم

اسمت از یاد ببرم یاد تورو خاک بکنم

من که تموم لحظهام به پای تو ریختم عزیزم

من که تقصیری نداشتم نمیری از خاطرم

...

خودم راضی میکنم این دل از تو بکنم

اگه بشه ثانیه ها دیگه  بهت سر نزم

+ نوشته شده در  ساعت 13  توسط دل  | 

غربت تنهایی

 

به يه نقطه زل مي زنم
رو  ديوار سفيد، رو ديواری که با نگاه کردن بهش تابلو هایی از با هم بودنمون رو روش مي کشم تو خيالم
فکر مي کنم، سوت مي زنم، بعضی وقت ها هم فکر مي کنم که دارم سوت مي زنم، بعضی وقت ها هم سوت مي زنم که فکر نکنم
اما، اما يک دفعه که سوت زدنم تموم ميشه باز غرق خيال مي شم، غرق آرزوها، غرق رويا، غرق آرزوی وصال
بی اختيار لبخند مي زنم، آخه رو ديوار تابلو با هم بودنمون رو مي کشم، خوشحال ميشم، مي بينم با هميم، باورم ميشه که الآن کنارتم
يه لحظه يک دفعه تابلو محو ميشه، مي بينم همش خيال بوده، مي بينم هنوز کنارت نيستم، مي بينم هنوز نمي تونم دستای گرمت رو حس کنم
اونوقت يک دفعه، بی اختيار، نمي دونم چی ميشه يک دفعه دهنم شور ميشه
تعجّب مي کنم، ميگم نکنه اشتباهی به جای خيال تو دريا غرق شده باشم
اما، اما بعدش حس مي کنم گونه هام هم خيس شدن
ميگم نکنه ديوونه شدم؟
اما، اما بعدش می فهمم که چشمام هم خيس شدن
تازه مي فهمم تو دريا غرق نشدم و تو اشکام غرق شدم
اشک هايی که به خاطر فراق بدون اختيار جاری شدن و حتی اجازه هم نگرفتن از من

نمی دانم با کدامین واژه می توان این دلتنگی را نوشت...نمی دانم شاید گاهی وقت ها باید چیزی نگفت و سکوت کرد...مثل من... مثل من که حالا سکوت می کنم و به نوای زیبای احساست گوش می دهم...دوباره امشب با این نوا دلتنگ شده ام...

.................................................................................
دلم واسه حرفات تنگ شده

+ نوشته شده در  ساعت 11  توسط دل  |